رمان وقتی من و تو خندیدیم

رمان وقتی من و تو خندیدیم

معرفی رمان وقتی من و تو خندیدیم | سروناز احتشام و نازیلا لطفیان کاربران انجمن نودشتیا

موبایل _ گوشی _ تبلت _ جاوا _ سیمبیان _ apk _ pdf _ pc _ پرنیان _ کتابچه

رمان وقتی من و تو خندیدیم

رمان وقتی من و تو خندیدیم … دو تا راوی داره ! دو تا راوی زن .. و با نگاه هر کدوم از این دو داستان جلو میره … راوی اول بهار .. راوی دوم فرشته …داستان خرده پیرنگ است چون قهرمانهایش بیش از یکی هستند ! و میشه تا حدی گفت قهرمان های منفعلی داریم .. هر دوی شخصیت های ما هم مشکلات درونی دارند هم بیرونی و کشمکش درونی !
داستان اجتماعی است اما از من بپرسند می گویم بیشتر روانی است .. روح و روان شخصیت ها مورد پردازش قرار گرفته ! به خصوص شخصیت بهار ! یک درام روانی رو تجربه می کنن هر دو شخصیت !


خلاصه: داستان درباره ی دو زنه ! فرشته و بهار ! فرشته زنی که با فرزندش از اصفهان به تهران می آید و شوهرش در انتظار اعدام است !
بهار … شخصیتی خود باخته .. که با مردی شکاک زندگی می کند و خسته از زندگی سنتی و مذهبی واکنش های اجتماعی جالبی از او می بینیم …
مقدمه :می نشینم روی صندلی و زمزمه می کنم : خیلیها میگفتن فرشته و بهار وقتی میخندن .. یکجور دیگه
ان .. خنده هاشون .. یک شکل دیگه است .. یک حال و هوای دیگه ای داره ..بهار تو شنیدی میگن
زیاد نخند غم بیدار میشه ..
باور کن راسته … وقتی من و تو خندیدیم … غم بیدار شد.

ادامه رمان وقتی من و تو خندیدیم را در سایت نودهشتیا دنبال کنید ( جهت حمایت از نویسنده )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *