اس ام اس های جالب و جدید اعتراف میکنم

اس ام اس اعتراف میکنم

در این بخش جهت نشاندن لبخند بر لبان شما عزیزان اس ام اس های جالب و طنز اعتراف میکنم را گردآوری کرده ایم. این لبخند را با دوستانتان به اشتراک گذارید.

اعتراف میکنم من هنوزم ک هنوزه بعد از این همه مدت ک از پخش سریال تنهایی لیلا میگذره بازم بستنی عروسکی میبینم با اون کاکائو رو سرش یاد کتی میوفتم تو تنهایی لیلا با اون کلاهش
.
.
.
انصافا شبیه هم نیستن؟!؟!؟!؟
عایا؟؟؟؟
.
WikiJavan
.
اعتراف میکنم من دو سه تا پست اولم رو اصلا دنبال لایک نبودم…
فقط دلم میخواست پستمو تو ویکی جوان ببینم ذوق بزنم…
به این برکت قسم…
.
WikiJavan
.
اعتراف میکنم ابتدایی که میخوندم مبصر کلاس بودم از بچه ها پول و خوراکی میگرفتم میفرستادمشون آب بخورن… یه روز هیچکدوم از بچه ها رو نفرستادم( آخه مدیرمون بهم گفته بود کسی رو بیرون نفرس) معلممون که اومد سر کلاس همه بچه از معلم اجازه گرفتن برن آب بخورن ( ینی یه ساعت آب نخورن نمیشه ) معلممون هم دید بیشتر بچه ها اجازه میگیرن گفت چرا زنگ تفریح نرفتید بچه هام اومدن منو لو دادن معلمم منو از سمتم( سمت نبود که زورگویی بود) اخراج کرد
از همه اون بچه ها معذرت میخوام😊
.
WikiJavan
.
اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم

این مورچه طلایی کوچیکا خارجین 🙂

اوا !

جدی جدی خارجین ؟!! O_o
.
WikiJavan
.
اعتراف میکنم اسممو تو ویکی جوان نوشتم
: م م م م م م م م
وقتی مینویسه سلام م م م م م م م م به بخش کاربری خوش اومدی کلی حال میکنم

بعله دوستان شاد بودن بهانه نمی خواد
اینم نکته آموزندش!!!!
.
WikiJavan
.
اعتراف میکنم بچه که بودم خیال میکردم از اتاقم که برم بیرون وسایل اتاقم جون میگیرن و راه میرن و حرف میزنن.
چندبار هم سعی کردم بی هوا در اتاقو باز کنم تا مچشونو بگیرم اما لامصبا خیلی فرز بودن.

هنوز که هنوزه نتونستم مچشونو بگیرم 🙂
.
WikiJavan
.
اگه جای اینکه فکرمو تو ویکی جوان استفاده کنم تو ریاضی استفاده میکردم الان انیشتین رو از رو برده بودم!!
.

.

.

.
بیاین صادق باشیم و اعتراف کنیم وضع هممون همینه
.
WikiJavan
.
اعتراف میکنم بچه که بودم پدر مادرم هر موقع حواسشون نبود جلو من حرف زشتی میزدن میگفتن “فرانسوی حرف زدیم”



خلاصه اینطوری بود ک تو دبستان معلممون پرسید کسی زبون دیگه ای بجز فارسی بلده؟ منم هرچی کلمه فرانسوی بلد بودم گفتم…

پَ چی؟ ما انقد دوستدار ادبیات بودیم که نگو!!!
.
WikiJavan
.
اعتراف می کنم مادر بزرگ من هر روز شیش بار زنگ می زنه و میپرسه:
مامانت چیکار میکنه…؟ بابات چیکار میکنه…؟
یا اگه بیرون باشن میگه کجا رفتن؟ کی بر می گردن؟
و بعد از اینکه جوابشو بگیره هم بدون خداحافظی قطع میکنه…!!!
تازه خیلی لطف کنه که سلام کنه!!!!!!!!! ^__^

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *